ا تلانتیس و پارسها

آتلانتیس بخشی از یک امپراطوری مقتدر با ناوگانی از 1200 کشتی و یک ارتش عظیم بود که بر ضد شهر آتن فرستاده شد. آیا اینها میتوانستند از اقلیمی به اندازه ترکیب آسیا و کشور لیبی که در اقیانوس اطلس وجود داشت سفر دریایی کرده باشند؟ آنها نیازی به انجامش نداشتند. Herodotus بما میگوید که شمار کشتیهای ارتش خشایارشا (Xerxes) و امپراطوری پارس به 1200 عدد میرسید و توسط یونانیها بهمراه آتنیها که در راسشان بودند در نبرد Salamis تار و مار شد. دلیل آن جنگ; تهاجم به یونان از قاره آسیا و تصرف شهر تروا(Troy) در قرنهای زودتر از آن. افلاطون(Plato) در حال نوشتن تاریخ نبود, او دموکراسی را دوست نداشت و بلکه در حال نوشتن یک داستان فلسفی برای نشان دادن فرم ایده آل یک حکومت با پادشاهان فیلسوف بود. درنتیجه افلاطون توصیف جغرافیایی «سرزمین آتلانتیس» را که از کشور مصر آورده بود گرفت و در آن جزئیات جنگ سرزمین پارس برضد آتنیها را بهم پیوند زد, تعدادی تزئینات از نوع خودش نیز اضافه کرد و کار را جلا داد که به اساس آتلانتیس گمشده اش تبدیل شد.

آتلانتیس و امپراطوری پارس – مقدمه : به قلم Jim Allen

برای برخی مردم, موضوع آتلانتیس مثل یک موضوع ممنوعه است. این چیزیه که هست, برای کسانیکه در زمینه های باستان شناسی و علم انسان شناسی کار میکنند. کدام یک از آنها جرات میکنند تا برضد تعلیمات دکترها و پروفسورهای دانشمندشان باشند که میگویند آتلانتیس چیزی نیست بجز یک افسانه خلق شده توسط افلاطون برای مقاصد فلسفی؟ برای دیگران, هر کلمه آتلانتیس ظاهرا درست است و آنها تمام جزئیات دقیق در تمام زوایای خیلی دور افتاده کره زمین را جستجو میکنند. افلاطون خودش چندین مرتبه تکرار میکند که آن یک داستان واقعی است, یا اگر بدقت بخوانیم, آن بر اساس یک داستان واقعی است, که واقعا هست, داستانی آورده شده از کشور مصر توسط جدش سولن (Solon), و آنچه که افلاطون قصد کرد تا فوائد موفقیت آنرا بسبب ساختن پیشرفتی فراتر بگیرد و بعنوان تصویری در یک سلسله وقایع آینده استفاده کند.

موضوعی که افلاطون میخواست نشان دهد یک فرم ایده آل حکومتی بود. البته دموکراسی از نظر او نه, در حقیقت او فکر میکرد که دموکراسی یکی از بدترین فرمهای حکومتی باشد, یعنی دادن قدرت به توده مردم بی سواد و همچنین گشایش راه برای ثروتمندان تا فقرا را استثمار کنند. افلاطون میپنداشت که بهترین فرم حکومتی یک فرم حکومت با پادشاهان فیلسوف باشد و برای نشان دادن اینکه چقدر این نوع از حکومت میتواند خوب باشد, قصد کرد تا داستانی درباره آتنیهای فرضی بگوید و همچنین نیاز خواهد شد تا نشان دهد که چقدر این آتنیهای فرضی اش موفق شده بودند تا از لحاظ نظامی یک قدرت عظیم در زمان جنگ را شکست دهند. در حقیقت, نه در زمانی طولانی پیش از دوره افلاطون, آتنیها و یونانیها یک قدرت عظیمی را که فرستاده شده بود تا آتنیها را به بردگی بکشند شکست داده بودند.

اما یونانیهای آن زمان یک دموکراسی ای داشته بودند, در نتیجه نه, آن عملکرد برایش نداشت, او نمیتوانست از یک داستان از یک دموکراسی که قدرت عظیمی را شکست بدهد استفاده کند تا نشان بدهد که چطور این پادشاهان فیلسوفش موفق به شکست دادن قدرت عظیمی شده بودند – یا اینکه او میتوانست؟ او پیش از این داستانی در دست داشت, در نتیجه مدعی شد, به آنچه که از جدش Solon به او به ارث رسیده بود. آن حقیقت آتلانتیس به زیبائی کارش را خواهد کرد, چونکه از قدرتی عظیم صحبت میکرد که از اقیانوس اطلس بیرون آمد و مستقر بر سرزمینی به اندازه ترکیبی از کشور لیبی و آسیا بود اما که متعاقبا در یک روز و یک شب بتوسط زمین لرزه ها به زیر آب رفت.

و همه آنچه که ظاهرا در 9000 سال قبل از Solon یا حدود 9600 سال قبل از میلاد رخ داده بود. و اینجا ما آن مشکل اساسی را داریم, یونانیها یا آتنیها در 9600 سال قبل از میلاد نیستند و همچنین هیچ قاره گمشده ای در اقیانوس اطلس نیست.

افلاطون, «Timaeus… Soc(مترجم: اینجا معلوم نیست این soc مخفف society یعنی «اجتماع» است یا مخفف Socrates یعنی «سقراط». اما بنظر همان معنی «سقراط» است چون در ادامه متن افلاطون چند جای دیگر نیز مینویسد Soc.) ستیزه جویی هایی وجود دارد که تمام شهرها متحمل میشوند, و من دوست میداشتم بشنوم که فردی از شهر خودمان شهری که دارد ستیزی را برضد همسایگانش بردوش میکشد بگوید, و اینکه چطور شهرمان در وضعی مناسب به جنگ رفت… وقتیکه در جنگی مناسب به شهرمان مجذوب شده بودی, تو از تمام مردان در قید حیات میتوانستی به بهترین وجه شهرمان را در معرض نمایش قرار بدهی که دارد نقشی مستقیم و مناسب را ایفا میکند. Tim. شهر و شهروندانی که تو بطور خیالی برایمان دیروز توصیف کردی, ما اکنون به جهان واقعیت منتقل خواهیم کرد. آن بنابراین شهر باستانی آتنیها خواهد بود, و ما فرض خواهیم کرد که شهروندانی که تو تصور کردی بعنوان اجداد واقعی مان بودند, از کسانیکه کشیش سخن میگفت; آنها کاملا باهم هماهنگ خواهند شد, و هیچ ناهماهنگی ای وجود نخواهد داشت در گفتن آنکه آن شهروندان جمهوری تو بعنوان این آتنیهای باستانی هستند…. پس تفکر کن, سقراط, اگرکه این روایت برای آن هدف مناسب است, یا اینکه ما میبایستی بجایش دنبال چیز دیگری بگردیم. سقراط. و چه چیز دیگر, Critias , ما میتوانیم بیابیم که از این بهتر خواهد بود, چیزیکه طبیعی و مناسب فستیوال آن الهه است, و اینکه فوائد خیلی زیادی دارد از اینکه یک حقیقت باشد و نه یک تخیل؟ چطور و کجا ما میتوانیم چیز دیگری بیابیم اگرکه این یکی را بی خیال بشیم؟»

در نتیجه آیا افلاطون بسادگی تمام آنرا اختراع میکند همانطوریکه بیشتر دانشوران از ما میخواهند باور کنیم؟ یا اینکه آیا توضیحات مستدل برای هر کدام از بخشهای داستان افلاطون وجود دارد؟ در حقیقت, قدرت عظیمی که توسط آتنیها و یونانیها فقط چند سال پیش از دوره افلاطون شکست داده شده بود از آسیا بیرون آمده بود و نه از جائی وابسته به اقیانوس اطلس و آن قدرت عظیم درواقع امپراطوری پارس تحت رهبری خشایارشا بود. شکسته داده شده در جنگ Salamis بتوسط ناوگان یونان, خشایارشا به خانه اش میگریزد و ارتش پهناورش را در دستان یکی از ژنرال هایش رها میکند که بزودی پس از آن تار و مار میشود, اما آن واقعه کمی پس از 480 سال قبل از میلاد مسیح بود, نه 9600 سال قبل از میلاد.

راه حل دو بخشه

با این وجود از جزئیاتی که افلاطون بما میدهد مشخص است که توصیف جغرافیایی اش بر اساس توصیفی است از آمریکای جنوبی و Altiplano , درحالیکه توصیف نیروهای آتلانتیس با 1200 کشتی اش و 10000 ارابه اش بر اساس توصیفی از تهاجم پارس به یونان است, این آن اساس ارتش مهاجم آتلانتیس اختراعی افلاطون است, و برای فضای احترام بخشی به آتلانتیسش, افلاطون آنرا از 480 قبل از میلاد به 9600 قبل از میلاد برد یا شاید بسادگی از ماههای قمری برای محاسبه سالهایش از زمان 9000 ماههای قمری ستاره ای بجای سالهایی که تاریخ را از 9600 به 1260 قبل از میلاد پایین می آورد استفاده کرد, و آن موقعیست که همه چیز شروع شد, با تهاجم یونان از قاره آسیا و شکست شهر تروا در آن جنگ 10 ساله معروف که بخوبی توسط Homer گفته شد. حتی همچنین, افلاطون بدون شک میخواست تا داستانش باورکردنی باشد, و در آن زمان, خیلی از مردم فکر میکردند که جهان باید مسطح باشد, یا, بر طبق دیدگاه یونان جهان شامل یک سرزمین بزرگ متمرکز از اروپا, آفریقا(لیبی) و آسیا با رودخانه ای یا اقیانوسی پر آب که در سرتاسر تمام مجموعه در جریان بود میشد.

افلاطون خودش فکر میکرد که جهان گرد بود, مثل یک کره یا توپ فوتبال, اما آنچنانکه دارای قوه تخیل بود, میخواست تا داستانش باورکردنی باشد, حالا آیا او یک قاره تخیلی در اقیانوس اطلس در مغرب ستونهای اساطیر یونان و روم را رویا بافی کرد, یا اینکه او واقعا تعدادی نوشته به ارث رسیده از کشور مصر را داشته است که در توصیف یک قاره عظیم در اقیانوس اطلس بوده است؟

حتی در اواخر 1492, کریستوفر کلمبوس(Christopher Columbus: کاشف قاره آمریکا) در حال دریانوردی به سمت مغرب زمین فکر میکرد که بی وقفه به هند یا ژاپن یا چین دریانوردی خواهد کرد, بدون تصور به وجود یک سرزمین عظیم در مابین راه, یا اینکه واقعا کلمبوس در جستجوی سرزمین گمشده افلاطون بود؟

منبع: http://blog.world-mysteries.com/strange-artifacts/atlantis-and-the-persian-empire/

(از طرف مترجم: مقاله به سفارش رامتین, ترجمه و ارسال شده است. لطفا commentهای احتمالی خود در خصوص مقاله پیش رو را متوجه اینجانب نکنید. با تشکر فراوان از شما دوستان گرامی, در عشق و نور و صلح و دانش و معرفت کیهان باشید, آمین.)

پ . ن : با تشکر فراوان از هادی عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس http://www.ufolove.wordpress.com مجاز می باشد.

نمای بیرونی تکرار شده در این کلیسا های جامع را می بینید؟

به کلیسا های گوتیک بالا نگاه کنید
دکترینی باستانی به طور سری در این جا مخفی شده است که فقط کارشناسان و تاریخ دانان از آن سر در می آورند
این ها توسط فراماسون های قرون وسطایی در این جا قرار گرفته است، تاریخدانی می گوید این ساختمان های مقدس توسط یک گروه مخفی ساختمان سازی طراحی و ساخته شده است

به نمایی که در صورت هر سه کلیسا تکرار شده است توجه کنید.این یک هیروگلیف بزرگ در سنگ است ، یک نقشه ی ساختمانی با معنایی بسیار عمیق تر

این نقشه می تواند برای فاش ساختن پیام مخفی قدرتمندی ، که همان راز گمشده فراماسون ها است به ما کمک کند.

علاقه مندان به مباحث فراماسونری می گویند که فراماسون ها سازمانی شیطانی هستند که می خواهند دنیا را زیر سلطه بگیرند

درست یا نه ، فراماسون های امروز شباهت کمتری با گذشته شان که معماران کلیسا بودند دارند.

به طور خلاصه ، فراماسونری تفکری ، جایگزین فراماسونری صنعتگری و عملی شده است.

در طی این گذار، راز بزرگ فراماسونر ها که یک بار توسط نویسندگانی مانند پیتر پین توصیف شده است ، ناپدید شده است.

توماس پین در مقاله ی خود که در سال 1818 میلادی نوشته است می گوید که همیشه اعتقاد بر این بوده است که فراماسون ها رازی دارند که با دقت از آن محافظت می کنند

از دست دادن این راز ، باعث شد که پنج میلیون فراماسونی که امروزه در جهان هستند ، درباره ی ریشه و اهداف اصلی خود سردرگم بمانند.

آن چه که از فراماسونی امروز باقی مانده است، فقط مشتی مراسم و نماد ها ی بی معنی است و راز اصلی آن ها با شعار » ایمان، امید و کار نیکو » جایگزین شده است.

نه فقط ریشه های فراماسونری دیگر شناخته شده نیست ، بلکه راز های حقیقی آن نیز با راز های جایگزین شده ی امروزی که در مراسم ها به کار می رود نیز گمشده است.دهه ها ، محققان برای بازگرداندن دانش گمشده ی فراماسونری تلاش کرده اند

با این حال ، محققان فراماسونری بی علاقگی آشکار و دور از انتظاری را در تحقیق معماری و هنر های اولیه ی ماسون ها نشان داده اند.

مایکل هوارد، توطئه مخفی، 1989:

در محافل مخفی باور بر این است که ماسون های قرون وسطا دانشی باطنی را به ارث برده بودند و آن ها این دانش را در معماری مقدس کلیسا ها مخفی کردند.

محققان به جای تحقیق بر روی این معماری ها ، تمرکز خود را بر روی داستان های شوالیه های معبد و از این دست تحقیقات گذاشته اند که بی فایده بوده است و آن ها را به راز بزرگ نزدیک نکرده است.

. تا کنون هیچ کدام چیز معناداری را در این طرح های تکرار شونده و معماری ها پیدا نکرده اند

اما همان طور که خواهید دید ، کلید گشایش این رمز در این سه تصویر پهلوی (معماری سه طاقی)هم نهفته است.

توضیح مترجم درباره ی سه تصویر پهلوی هم (سه طاقی) یا Triptych :

عکسی که در سه قاب تهیه کرده پهلوی یکدیگر قرار دهند. در متن هر جا صحبت از » طرح « شده است منظور همین است.

مانند این:

فراماسون ها حقیقتی خیره کننده را درباره ی این طرح ها می دانستند که کارشناسان و باستان شناسان امروزه از آن کاملا بی خبرند.

حقیقت این است که این طرح ها به دوران باستان بر می گردند

همان طور که در تصاویر می بینید(برای دیدن عکسها به سایت منبع مراجعه کنید.)

حقیقت باورنکردنی این جا است که این طرح ها توسط تمدن های اولیه ی جهان ساخته شده بود

این طرح ها هنوز در خرابه های معابد و بنا های مهم جهان قابل دیدن هستند

این طرح ها به طور باورنکردنی در تعداد بسیاری از تمدن های باستانی مشهود است.

این کشف می تواند باعث تجدید نظری اساسی در تاریخ باستان شود.

این کشف سوالات پیشگامانه و جدیدی را تداعی می کند که دانشمندان و پژوهشگران مدرن ما را به چالش می کشد

چگونه طرح معبد هایی کاملا مشابه ، در تمدن های متفاوتی که هم از لحاظ مکانی و هم زمانی از هم دیگر بسیار دور بودند ، ساخته شده است؟

آیا این می تواند یک ایده ی مشترک ، دانشی کیهانی یا آموزه های موازی باشد که توسط همه ی آن تمدن ها بیان شده ، و این دکترین در طی هزاره ی گذشته آهسته فراموش گشته ، اما توسط فراماسون های مسن به طور مخفیانه به دوران ما منتقل شده باشد؟

فراماسون ها این راز را نه فقط در کلیسا ها ، بلکه در لژ ها و معابد ماسونی نیز مخفی کردند

St. John’s Masonic Temple, Newfoundland, 1894.

به طور شگفت انگیزی ، فراماسون ها تنها انجمن سری نبودند که این طرح و راز را گرامی داشتند

گروه جمجمه و استخوان دانشگاه یل ، این طرح را در نمای آرامگاه دفتر مرکزی مشهور خود ، در نیوهیون در کانتیکات به کار بردند

Skull & Bones Tomb, Yale University, New Haven, Connecticut, 1856.

انجمن سری دیگری به نام معبدگرا ها (Shriners) ، این طرح را در نمای دفتر مرکزی خود در واشنگتین دی سی به کار بردند.

معبد الماس (Almas) در واشنگتن

ما هم چنین این طرح را می توانیم در نمای دفاتر مرکزی انجمن سری دیگری به نام » شوالیه های پیتیاس » در نیویورک ببینیم.

معبد پیتیان ، نیویورک

این ها وجه مشترکی بین تمامی این انجمن های مخفی را نشان می دهد.

همه ی آن ها بر اساس طرح مشابهی از دانشی باستانی اند. آیا این توسط فراماسون های کلیسا ساز قرون وسطا بعدا به ارث رفت؟

دقت کنید که چگونه همه ی این طرح ها ، بر عدد 3 ، که عددی خارقالعاده خاص در فراماسونری است تاکید دارند

جرمی هاو در راهنمای فراماسونری ، سال 1862 ، می گوید:

عدد 3 در فراماسونری مهمترین و عرفانی ترین عدد است که کاربردی جهانی دارد و ما در تمام مراسم خود آن را به کار می گیریم

به طوری باورنکردنی ، فراماسون ها این طرح را فقط در معماری گوتیک کلیساهای جامع پنهان نکردند

آن ها با معماری های اطراف این طرح ، این نماد باستانی را به طور کامل توضیح داده اند.

همان طور که ما حقیقت تاریخ را کشف می کنیم ، پتانسیل و نیرو های پنهان درون ما به آرامی بیدار می شوند.

دانش راز آمیز گمشده ی فراماسونری ، برای زندگی روحانی ما نیز ، همانند اجداد ما در هزاران سال پیش ، کاربرد دارد.

صلح، عشق و احترام

منبع: http://www.deepertruth.com/freemasons

پ . ن : با تشکر فراوان از احمد رضا عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس http://www.ufolove.wordpress.com مجاز می باشد.

کشف قطعه ای 300 میلیون ساله از یک سفینه فضایی! + عکس

به گزارش قدس آنلاین، در یکی از شب های زمستانی، یکی از ساکنان شهر ولادی وستک با مشاهده یک روشنایی که به زمین اطراف محل زندگی اش برخورد کرد، تکه فلزی فشرده شده یافت.
پس از بررسی این قطعه فلز توسط دانشمندان، سن آن حدود 300 میلیون سال تخمین زده و معلوم شد که این شی یک دسته ی آلومینیومی است که مربوط به طبیعت نیست و توسط دست انسان ساخته شده است. این کشف دانشمندان را دچار تحیر کرد.

این فلز کشف شده بیش از 7 سانتی متر طول دارد و شامل 98 درصد آلومینیوم و 2 درصد منیزیوم است. دلیل دانشمندان برای طبیعی نبودن این شی عجیب آن است که؛ آلومینیوم خالص به ندرت در طبیعت یافت می شود و چون این جسم شامل 98 درصد آلومینیوم است؛ در برابر فشار، حرارت و سایر شرایط طبیعی را در میزان شدید مقاوم خواهد بود.

همچنین دانشمندان روسی با مطالعات خود بر روی شهاب سنگ ها، نشان دادند که آلیاژ آلومینیوم و منیزیم جز به دست انسان ها ساخته نمی شود و بنابراین فرضیه اینکه شی، تکه ای از یک شهاب سنگ باشد نیز رد است و منشا این شی هنوز نامعلوم است.

البته شکل و شمایل این جسم نیز مانند چرخ دنده هایی با 6 شیار یک اندازه است. همچنین فاصله یکی از دنده ها به طرز عجیب و نامعلومی، بزرگ تر از سایرین می باشد که این موضوع احتمالا نشان از یک مکانیسم پیچیده است. شایعات حاکی از آن است که این شی متعلق به یک سفینه فضایی مربوط به سیاراتی دیگر است، اما دانشمندان روسی برای نتیجه گیری و کسب اطلاعات بیش تر در خصوص این شی عجیب به آزمایشات خود ادامه می دهند.

منبع: http://qudsonline.ir

مواجهه با بیگانگان

 

عده ای از ساکنان ریورز شمالی عقیده دارند که تجربه ای واقعی از ربوده شدن توسط بیگانگان را پشت سر گذاشته اند.

ufo-encounters

 

رئیس طبقه ی تحقیقاتی مواجهه ی نزدیک در استرالیا ، مری رادول ، می گوید که طی تجربیات اخیرش در یک پروژه، با افرادی آشنا شده است که تمایل ندارند در باره ی ملاقاتشان با بیگانگان ،با رسانه ها صحبت کنند. به نظر خانم رادول که  مشاور و پرستاری با تجربه میباشد و در حدود بیست سال در باره ی مواجهه با بیگانگان فضایی تحقیق کرده است، رسانه ها داستان رویارویی مردم را با بیگانگان به نحوی ناشایست به نمایش در می آورند. او می گوید: » اگر حقیقت را بخواهید ، بعضی مقالاتی که می خوانم یا در مصاحبه هایم آنها را دیده ام هیچ شباهتی به آنچه واقعا گفته ام ندارند. هنگامی که شما تجاربی کاملا عمیق و ژرف دارید که تاثیر زیادی رویتان گذاشته است، و از طرف دیگر در رسانه ها نظراتی را میشنوید که گفته های شما را رد کرده و یا آنرا مسخره می کنند ، دیگر تمایلی به صحبت در باره ی تجربیاتتان نخواهید داشت.»

از نظر خانم رادول این مسئله که اشیا پرنده ی ناشناس حداقل پنجاه سال است که به زمین رفت و آمد می کنند، مورد قبول بسیاری قرار گرفته است. و دلیل آن اینست که افرادی مثل آرمسترانگ و آلدرین درباره ی تجربیاتشان با رسانه ها صحبت کرده اند. آلدرین شواهدی را که روی ماه دیده است برای عموم توضیح داد و نیل آرمسترانگ در باره ی فیلمی صحبت کرد که هنگام فرود بر روی ماه از دو یوفوی بزرگ که  در حال تماشای آنها بودند ، گرفته شده بود.علاوه بر این مشاهدات ،خانم رادول با افرادی ملاقات داشته است که ربوده شدن توسط بیگانگان را به خاطر می آورند و یاخانواده هایی که درباره ی رابطه ی فضاییها با فرزاندانشان مطالبی را بیان کرده اند.» من با کودکانی در حدود پنج ساله صحبت کرده ام که تجربه ی رد شدن از دیوارها را داشته اند. آنها به من می گویند که بالا رفتن درون سفینه ها را دوست دارند ، چون یادگیری در آنجا خیلی بهتر از مدرسه هایشان صورت میگیرد.

افرادی با سنین مختلف نیز در باره ی عبور از دیوارهایی سخت و رسیدن به سفینه ها صحبت کرده اند و این در حالی است که احساس میکردند مولکولهای بدنشان  تغییر می کند. یک کودک چهار ساله به من گفت که برایش مهم نیست که بیگانگان سیاه کوچک با او بازی کنند چون آنها با او صمیمی هستند و پوست بدنشان مانند پوست دلفین است و کودک هشت ساله ی دیگری ادعا کرد که هر سال با دو نفر از دوستان مدرسه اش وارد یک سفینه می شوند و تحت معاینات پزشکی قرار می گیرند. «

خانم رادول می گوید که ادعاهای افراد زیادی را شنیده است که در باره ی تجربه های کاوشگرانه ی آشکار بیگانگان در سفینه ها صحبت کرده اند . مردم درباره ی اتفاقات زیادی در یوفو ها صحبت میکنند ، از دادن نمونه های DNA  گرفته تا نمونه هایی که حاوی اسپرم یا تخمک می باشند.

همچنین بعضی افرادی که بیماریهای جدی داشته اند ، پس از ملاقات با بیگانگان بهبود یافته وعلائم بیماریشان از بین رفته است. از نظر خانم رادول مشاهدات و رویارویی های پلیس ،دکترها،وکلا، روانشناسان، خلبانان و روانپزشکان مدارک قابل قبولی به شمار می روند و علاوه بر آنها می توان به این حقیقت اشاره کرد که 12 کشور سراسر جهان پرونده هایشان را در باره ی یوفو منتشر کرده اند که تعداد آنها غیر قابل شمارش است. اغلب مشاهده کنندگان به آنچه که دیده اند باور دارندو می خواهند تجربیاتشان را با دیگران به اشتراک بگذارند نه به این خاطر که خود را مطرح کنند بلکه قصد دارند بگویند که ملاقات با فضاییها غیر قابل باور نیست. خانم رادول بر اساس تحقیقات و مشاوراتش این نکته را ذکر میکند که تجارب ربوده شدن و ملاقات با فضاییها در بیشتر موارد شبیه به هم هستند.گاهی در ملاقاتها یک بازه ی زمانی از دست رفته به چشم میخورد و یا این احساس وجود دارد که آنچه اتفاق افتاده فراموش شده است. از نظر او نمیتوان همه ی این ادعاها و تجربیات را نادیده گرفت.

ویدئو : مری رادول در حال ارائه ی مقاله ای با عنوان » انسانهای جدید» در دومین همایش سالانه ی اگزوپالیتیکس(کاربرد سیاسی حیات ماورای زمینی)در بریتانیا در روز یکشنبه هشتم آگوست در دانشگاه لیدز.

مری رادول مدارکی را ارائه میکند که از بررسی بیشتر از 1600 مورد به دست آمده است و نشان می دهد که چگونه استعداد هایی ماورایی و پیشرفته، ذهن انسانها را برای حضورشان در زمین آماده می کنند. آنها برنامه های ماورایی پیچیده ای برای ارتباط با ما و آگاه کردن ما از جایگاهمان در جهان هستی دارند.

منبع:       http://www.thetruthbehindthescenes.org

پ . ن : با تشکر فراوان از مریم  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM